KOONYI

کونای در زبان ترکی به معنی آفتاب کوچک و نیز سرور و نشاط می باشد

+ دوستت دارم

خیلی وقته دلم میخواد بگم دوستت دارم،بگم دوستت دارم،بگم دوستت دارم

از تو چشمای من بخون که من تو رو دارم ، فقط تو رو دارم،بی تو کم میارم

نبینم غم و اشکو تو چشمات،نبینم داره میلرزه دستات

نبینم ترس توی نفسهات، ببین دوست دارم

منم مثل تو با خودم تنهام ،منم خسته از تمومه دنیام


منم سخت میگذره همه شبهام ،ببین دوستت دارم

دوست دارم وقتی که چشماتو میبندی ،با من به دردای این دنیا میخندی

آروم میشم ببین ازغم و دلتنگی،بیا به هم بگیم دوستت دارم

دوست دارم من تو چشمای قشنگ تو ، دارم واست میخونم این آهنگ تو

هرچی می خوای بگو ازدل تنگ او ، بیا بهم بگیم دوست دارم

نویسنده : شونا ; ساعت ۳:۱٧ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٦ خرداد ۱۳٩٠
تگ ها: دوستت دارم


+ هر گز نگو خداحافظ

هر گز نگو خداحافظ

این فیلم نسبت به فیلم های دیگر هنری یک تفاوت دارد و آن هم نگرش به گونه ای متفاوت به ازدواج و رابطه هاست. رابطه هایی که شاید به سادگی شروع می شوند ولی تأثیرات آنها می تواند باعث از بین رفتن خیلی از رشته هایی می شود که سالها برای به وجود آمدن آن زندگی کرده ایم. زندگی های ساده مثل همه ما این فیلم در پی نشان دادن یک چیز است و آن اینکه این عشق است که زندگی را می سازد و بدون عشق می توان زنده بود ولی نمی توان زندگی کرد و شاد بود.

 دیو

مردی شوخ در عین حال عصبی و غرغرو، مشکوک. وقتی با او صحبت می کنی خیال می کنی مردی بی خیال بی احساس و نفرت انگیز است کسی که جز مسخره کردن و نق زدن و پرحرفی کار دیگری بلد نیست ولی دیو شخصیت واقعی خود را در پشت چنین فردی پنهان کرده است تا شاید خود نیز، دیو درونش را فراموش کند. او تمام زندگی، شهرت، اعتبار خود را در یک تصادف که باعث از کارافتادگی او شد از دست داده است و حتی از اینکه کسی نیست از اعماق دل دوستش داشته باشد به حرفهایش گوش کند درد دلهایش را بشنود در عذاب است او واقعاً افسرده است اوهمسر و فرزند دارد ولی احساس می کند در کنار آنان خوشبخت نیست .

شاهرخ خان مثل همیشه عالی است او شخصیت دوگانه و نفرت انگیزی از دیو به نمایش می گذارد در حالی که در اواسط فیلم احساس می کنید که درد دیو را از ته دل می فهمید و نمی توانید او را به خاطر کارهایش سرزنش کنید او نفرت انگیز نیست ولی احتیاج به همدردی و کمک دارد.

 مایا

او دختری سنتی است به آداب و رسوم کشورش علاقه دارد او روابط زنا شویی را فراتر از آن می خواهد که ریشی برای وی می سازد مایا دوست دارد همسرش عاشقش باشد با او همدلی کند و از اینکه او نمی تواند بچه ای به دنیا بیاورد مورد حمایت کامل وی قرار گیرد او از روی حس وابستگی که به خانواده ریشی دارد و خود را مدیون آنان می داند با ازدواجش موافقت کرده ولی هر روز در زندگی دنبال عشق می گردد و شاید خود را ناکام می یابد او اصلاً شاد نیست از هیجان خوشش نمی آید از اینکه در مهمانی برقصد متنفر است او کسی را می خواهد که با او صحبت کند و با گوش جان به درد دلهایش گوش کند .

رانی موکرجی نقش مایا را به خوبی به تصویر می کشد او نقش دختری که عمیقاً ناراحت است ، از زندگیش راضی نیست را عالی کارکرده و قسمتهایی از فیلم را که می داند کاری که می کند درست نیست ولی نمی تواند راه رفته را برگردد معرکه است.

 ریشی

پرهیجان ، شاداب، پرهیاهو ریشی عاشق همسرش است ولی نمی داند چطور این عشق را به او نشان دهد. با کارهای وی دقیقاً نتیجه عکس او را می دهد و مایا از این کارا خوشش نمی آید و متنفر است و کارهای ریشی نقطه مقابل خواسته های مایا است .

آبیشک باچان در نقش ریشی واقعاً عالی است و یکی از بهترین فیلم های او محسوب می شود

 

ریا

زیبا، جذاب، مشهور و دوست داشتنی او همه ی چیز هایی که یک مرد آرزو دارد، را دارد ولی شاید همین جذابیت ها او را از دیو جدا می کند- دیو می خواهد ریا فقط مال او باشد و از نگاه هوس ناک دیگران به همسرش در عذاب است -

پریتی نقش خود را به خوبی بازی کرده مخصوصاً دز قسمت هایی که  ریا از فقدان عشق در زندگی خود را رنج می برد عالی است

 سمیر

پدری دلسوز در عین حال شاداب و با نیروی جوان ، او دوست دارد همه چیز هایی که در زندگی پسر و عروسش کم است را فراهم کند او کسی است که رابطه ی بین مایا و دیو را ایجاد می کند بی خبر از آنکه این رابطه سر انجامی ناخوشایند در پی دارد

آمیتا باچان از عهده ی نقش به خوبی بر آمده است و شایسته ی تقدیر است.

 جوایز جشنواره فیلم فیر 2007 برای فیلم گپی الوداع ناکهنا

  

-         کاندیدای بهترین فیلم

-         کاندیدای بهترین کارگردانی برای کارن جوهر

-         کاندیدای بهترین بازیگر مرد برای شاهرخ خان

-         کاندیدای بهترین بازیگر زن برای رانی

-         جایزه بهترین بازیگر مرد نقش مکمل برای آبیشک باچان

-         کاندیدای بهترین بازیگر مرد برای آمیتا باچان

-         کاندیدای بهترین خواننده مرد برای سونو نیگام برای آهنگ   گپی الوداع نا کهنا

-         جایزه بهترین خواننده زن برای آلکا یاگنیک برای آهنگ گپی الوداع نا کهنا

-         کاندیدای بهترین آهنگ ساز برای شانکر احسان لویی

-      کاندیدای بهنرین شاعر برای جاوید اختر برای آهنگ میتوا

 

-         کاندیدای بهترین شاعر برای جاوید اختر برای آهنگ گپی الوداع نا کهنا

و اما بخش جدید

ترجمه قسمتی از متن فیلم

ترجمه مربوط به صحبتهای دیو و مایا در ایستگاه مترو و قبل از آهنگ تومهی دکونا

دیو -  حالا

مایا-  حالا چی دیو؟

دیو-  باید این جمله رو بگیم ، من عاشق تو شدم تو چی؟

مایا-  و با گفتنش چی نصیب من میشه؟

دیو- نمی دونم، شاید اگر نگی همم چیزی در درونت عوض نشه؟

مایا- دیو تو می دونی که این رابطه هیچ سرانجامی نداره

دیو- بله می دونم، برای همین می خوام این لحظات شیرین رو رها کنم، کافیه با این قطار برم

در همین موقع صدایی به گوش می رسه که ساعت حرکت قطار رو اعلام میکنه

مایا-  این قطار توئه

دیو- نه این قطار من نیست، فکر کنم بهتره مسافرت با قطار رو رها کنم، این لحظات شیرین رو دوست دارم از رنگ آبی خوشت میاد؟ من از آبی خوشم میاد

دیو- وقت رفتنه

و اکنون مایا به حرفهایی که در طول فیلم زده شده فکر می کند و به سمت دیو می دود

دیو - زندگی تو سیاهه.... این رو تو چشمات دیدم

ریشی - یادته کی منو بوسیدی - دستم رو گرفتی و بهم نزدیک شدی یادته

دیو - من همه مسائل روزانه ام رو فراموش می کنم ولی یاد تو از ذهنم بیرون نمی ره

 ریشی - تویه زندگی هر کدوم از زوجین ها باید فدای اون یکی بشه ولی تو اینطوری نیستی

دیو- ما هر دو ازدواج کردیم ولی هردومون تنها اینجا چیکار می کنیم

ریشی- راستش رو بگو چرا با من ازدواج کردی؟ چرا

مایا- گاهی دوستی ها جاشون رو به عشق می دن ولی هیچ چیز جای عشق رو نمی گیره

ریشی - حقیقت اینه که تونمی دونی چرا با من ازدواج کردی و هیچ وقت نمی فهمی

دیو -  به این حرفم گوش کن و برو ... دوستت دارم مایا و توهم منو دوست داری

مایا - و اگر این عشق را بعد از ازدواج پیدا کنم چی؟؟

 ترجمه آهنگ 

گپی الوداع نا کهنا

 تو از این موضوع با خبری و من هم میدانم که راه هردویمان از هم جدا شده

اگرچه از من دور می شوی ولی یاد تو همیشه در خاطرم می ماند هرگز خداحافظ نگو

هرگز خداحافظ نگو         هرگز خداحافظ نگو   

تو از این موضوع با خبری و من هم می دانم که راه  هردویمان از هم جدا شده

اگرچه از من دور می شوی ولی یاد تو همیشه در خاطرم می ماند هرگز نگو خداحافظ

هر گز نگو خداحافظ         هر گز نگو خدا حافظ

خوشی های زندگی من، همه بیرون رفته اند فقط این غم است که نرفته است.

دیدم و فهمیدم، با همان اولین نگاه، که آرامش دیگر به قلبم باز نمی گردد. هرگز خداحافظ، نگو

این اشک است یا خاکستر ، چشمانم لباسی از آتش برتن کرده است هرگز خدا حافظ، نگو

 فصل ها می آیند و می روند ولی حال و هوای دلم (دردهایم) هیچ تغییری نمی کند

رنگ غم خیلی عمیق است و صده های( زمان زیادی) طول می کشد که کمرنگ شود

تو از این موضوع با خبری و من هم میدانم که راه هردویمان از هم جدا شده

اگرچه از من دور می شوی ولی یاد تو همیشه در خاطرم می ماند هرگز خداحافظ نگو

هرگز خداحافظ نگو         هرگز خداحافظ نگو               

            

 

...
ادامه مطلب
نویسنده : شونا ; ساعت ٥:٠٠ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٤ بهمن ۱۳۸٩